شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

184

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

شدم در آن از روى اضطرار ، و زندگانى كردم به حيرت نه به اختيار ، اين است كه بيرون مىروم به كره و اجبار ، و ندانستم درين دنيا الا اينكه ندانستم . 12 ، 95 - و گفت كه : سزاوار نيست « 110 » كه شاگردى كنى و يادگيرى و طلب فايدهء علم كنى ، و حيا نكنى اگر چه به نهايت پيرى رسيده باشى ، و آموزاننده در ابتداى جوانى باشد ، زيرا كه جهل قبيح‌تر از شاگردى و ياد گرفتن است . 12 ، 96 - و گفت : ياد گرفتن فضيلت انسانى ، فايده‌ايست نتيجه‌دهنده . 12 ، 97 - و گفت : از فوايد حكمت‌ها يكى اينكه حكيم به علم يقين مىداند كه نجات و رستگارى يافته است ، مشابه است « 111 » به حال كسى كه در دريا كشتى شكسته ، و او بر تخته نشسته ، [ 53 - الف ] و خود را به كنار رسانيده ، تماشا مىكند اهل كشتى را كه در تلاطم امواج افتاده ، هر يك به حال عجب گرفتارست ، و او كه در كنارست در نهايت شادى و فرحى « 112 » به جهت خلاصى از آن چنان مهلكه ، ليكن از رهگذر شفقت و رحمت بر حالت آن جماعت متردد است . 12 ، 98 - پرسيدند ازو كه نافع‌ترين مردمان كيست از روى علم « 113 » ؟ گفت : كسى كه رغبت و ميل كند به تحصيل آنچه تحصيل نكرده است . 12 ، 99 - و گفت : هرگاه كاهل شويد نگاه داريد « 114 » و برچينيد مجلس سخن را ، تا ترتيب دماغى حاصل آيد .

--> ( 110 ) - د : سزاوار اينست . ( 111 ) - د : مشابهت دارد . ( 112 ) - د : خرمى . ( 113 ) - د : آرزوى علم . ( 114 ) - د : شويد برچينيد .